17/دی/1404
|
17:37

چرا «خلق تصویر قدرت» برای کسانی که ایران را دوست دارند ضروری است؟

محمد مرتضوی‌فر: در سال‌هایی که فشارها علیه ایران دیگر صرفاً با تحریم و تهدید نظامی پیش نمی‌رود، یک میدان کمتر دیده‌شده اما تعیین‌کننده به کانون تقابل تبدیل شده است؛ میدانی که نه با تانک و موشک، بلکه با «تصویر»، «روایت» و «ادراک» کار می‌کند. آنچه امروز ذهن ایرانی را هدف گرفته، بیش از هر چیز احساس او نسبت به آینده، توان ملی و امکان پیشرفت است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که ایران چه دارد یا چه ندارد، بلکه این است که ایران چگونه «دیده» و «فهمیده» می‌شود. متن پیش‌ رو تلاشی است برای توضیح این منطق پنهان اما اثرگذار؛ اینکه چرا «خلق تصویر قدرت» به یک ضرورت راهبردی برای هر دوستدار ایران تبدیل شده است.
1- از جنگ تحریم‌ها تا جنگ ادراک‌ها
از دهه ۸۰ به بعد، پس از ناکامی دشمن در تحریم‌های فلج‌کننده و فشار اقتصادی مستقیم، میدان تقابل تغییر کرد و از «اقتصاد و نظامی‌گری» به «ادراک و ذهن» تبدیل شد. در این مرحله، هدف نه فروپاشی فیزیکی، بلکه فروپاشی روانی و ادراکی جامعه ایران بود. خلق تصویری از ایران ضعیف، ناکارآمد و بی‌آینده.
2- ناامیدی هدفمند؛ پروژه القای بن‌بست به جامعه ایران
در این راهبرد، مردم ایران باید به این باور برسند که وضعیت‌شان به‌ طور برگشت‌ناپذیر رو به افول است؛ آینده‌ای قابل تصور برای ایران وجود ندارد و از کشورهای دیگر روزبه‌روز عقب‌تر می‌‌افتند. در این میان شبکه‌های اجتماعی آگاهانه به یکی از مهم‌ترین بسترهای بازتولید این تصویر تبدیل شده‌اند؛ به‌گونه‌ای که «ناامیدی» رایج‌ترین احساسی است که بسیاری از کاربران پس از مصرف مداوم این فضا تجربه می‌کنند.
3- نبرد امروز بر سر «روایت» است، نه سرزمین
در ۲ دهه اخیر، جنگ‌ها بیش از آنکه بر سر سرزمین باشد، بر سر «معنا» است و برنده کسی است که روایت قابل تکثیر را بسازد، چارچوب فهم مخاطب را تعیین کند و در نهایت احساس ضعف یا قدرت را در ذهن تثبیت کند. این همان جنگ شناختی است.
4- تصویر؛ سلاح اصلی جنگ شناختی
مؤثرترین ابزار در شکل‌دهی به ادراک انسان، «تصویر» است. تصویر، معنا تولید می‌کند، احساس می‌سازد، کنش را فعال می‌کند و در نهایت به رفتار اجتماعی منجر می‌شود. به همین دلیل، خلق تصویر، هسته‌ اصلی جنگ شناختی امروز است. هیچ اعتراض، ناآرامی یا جنبش اجتماعی در دهه‌های اخیر بدون «قاب تصویری قابل روایت» شکل نگرفته یا تداوم نیافته است.
5- «ایران قوی»؛ راهبرد ویژه آیت‌الله خامنه‌ای
در مقابل این پروژه، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای طی ۴ دهه گذشته به‌طور مستمر بر یک تصویر محوری تأکید کرده‌اند:
ایران قوی؛ ایرانی که در مسیر پیشرفت است، به آینده نگاه می‌کند و توان ایستادگی برابر قدرت‌های بزرگ جهانی را دارد.
این تصویر صرفاً یک شعار سیاسی نیست، بلکه موتور محرک کنش نسل جوان است. اگر «ایران قدرتمند آینده» در ذهن جوان ایرانی ممکن نمی‌شد، نه پیشرفت‌های دفاعی شکل می‌گرفت، نه دستاوردهای فناورانه و راهبردی و نه دیگر پیشرفت‌های امروز ایران.
6- ترامپ و سیاست تصویرسازی قدرت و ضعف
رفتارهای چند ماهه ترامپ نیز مؤید همین منطق است. او همزمان ۲ پروژه را دنبال می‌کند:
خلق تصویر قدرت از خود و آمریکا/ خلق تصویر ضعف از ایران و ایرانی.
نمایش‌های سیاسی، تهدیدهای رسانه‌ای و حتی برخی اقدامات میدانی، بیش از آنکه کارکرد عملی داشته باشد، کارکرد تصویرسازی دارد. نتیجه‌ این تصویرسازی آن است که بخشی از افکار عمومی، دچار خطای ادراکی می‌شود و منجی را در بیرون و عامل بدبختی را در درون جست‌وجو می‌کند.
7- ایران قدرتمند است
اگر جمهوری اسلامی واقعاً ضعیف بود. جنگ‌ها و درگیری‌های تمام این سال‌ها به روز و هفته نمی‌کشید و فشار همه‌جانبه اقتصادی، نظامی و شناختی منجر به فروپاشی می‌شد. اینکه ایران با وجود چنین فشارهایی، همچنان ایستاده است، نشانه ضعف نیست؛ نشانه‌ قدرت است. نکته مهم این است: کسانی که تصویر ضعف ایران را برای مردم تبلیغ می‌کنند، خودشان به‌خوبی می‌دانند با یک بازیگر قدرتمند مواجهند.
8- اگر ایران را دوست داریم...
اگر ایران را دوست داریم، اگر آینده این سرزمین برای‌مان مهم است، باید بدانیم ضعیف نشان دادن ایران، بازی در زمین دشمن است. بازنمایی دائم ناکارآمدی، فروپاشی و بی‌ثباتی، ناخواسته همان پروژه‌ای را تقویت می‌کند که علیه این ملت طراحی شده. در برابر «تصویر ضعف»، باید تصویر قدرت ساخت؛ خلق تصویر قدرت، نه یک انتخاب سلیقه‌ای، بلکه یک ضرورت راهبردی برای هر کسی است که ایران را دوست دارد.

ارسال نظر